بایدقبول نمود که استراکچراقتصاد درکشورمان بیمار است واحتیاج به درمان داردولی متاسفانه استراتژی خاصی برای بهبودی ودرمان این بیماری وجود ندارد.گاه تفکرات لیبرالیستی وادام اسمیتی بر اقتصادمان حاکم است وگاه تفکرات سوسیالیستی ومارکسی. گاه سیاستهای انبساطی دنبال می کنیم گاه سیاستهای انقباضی.....
ازاجرای برنامه 4ساله عاجزیم تابرسد به اجرای برنامه 50و100ساله کشورهای توسعه یافته.
به دلیل رانتی که دولت به منابع مهمی چون انرژی تخصیص می دهد سالیانه میلیاردها دلارپرت منابع حیاتی در کشورمان وجود دارد وشوربختانه این رانت به تمامی اقشار مختلف جامعه نیزبصورت عادلانه تقسیم نمی شود به طور مثال روزانه 70میلیون لیتر بنزین در کشورمصرف می شوداز این 28میلیارد تومان سوبسید به بنزین، دهکهای پایین جامعه به مقدار ناچیزی رانت عایدشان می شود وبیشتر رانت سرازیر سفره های دهک های بالا می شود.
اگر مجلس ودولت سیاست های دولت های قبلی را ادامه می دادند نیازی به سهمیه بندی بنزین وجود نداشت ولی متاسفانه دولت ومجلس همانند بسیاری از تصمیم گیریهایشان بدون استفاده از تجارب دولت های گذشته اقدام به طرح تثبیت قیمتها نمودند وحالاهم سهمیه بندی بنزین. واین پارادوکسیکالهای دولت ومجلس است که اقتصاد کشور را بیمار نموده وروز به روز اوضاع اقتصادی کشور را وخیم تر می کند.
+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت15:19 توسط حسین مهدیزاده اردکانی
|