تبليغاتX
نگارکویر
 

بالاخره سید محمدخاتمی با اعلام رسمی خود عملآ وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری دهم شد. محمد خاتمی هر چه تلاش کردموفق نشد میر حسین موسوی نخست وزیر دهه شصت را ترغیب به کاندیداتوری نماید وهمانطوری که قبلآ گفته بود با نیامدن میر حسین تصمیم گرفت برای بار سوم وزن سیاسی خود را روی باسکول توزین مردم بسنجد. درخواست های مکرر لایه های مختلف اجتماعی و علاقه و احساس مسئولیت محمد خاتمی به مردم و انقلاب و رهبر فقید انقلاب باعث شد تا علی رغم نداشتن میل به قدرت خود را همچون سرباز کوچکی در خدمت هموطنان واعتلای میهن قرار دهد.

روشنفکران دینی ونواندیش ، اهالی قلم و فرهنگ ،ورزشکاران ، اهالی سینما ، بازاریان ، خانواده های شهدا وجانبازان وایثارگران.....وحتی بسیاری از سنتگرایان با اعلام کاندیداتوری محمد خاتمی اظهار خوشحالی خواهد نمود چرا که خاتمی مظهر صداقت وپاکی وعشق و وفاداریست. محمد خاتمی در سال های ۷۶ و۸۰هیج وعده ای به مردم نداد ولی به مردم اطمینان داد که با حقوقشان اشنا شوند اطمینان داد که ایران وایرانی درنظام بین الملل احساس غرور نماید. اطمینان داد که تدوین بر نامه هایش با عقلانیت وتدبیر و تساهل وتسامح همراه باشد. با این تفکرات رای۲۰میلیونی خاتمی در دوم خرداد ۷۶ به موج ۲۲ میلیونی در ۱۸ خرداد ۸۰تبدیل شد و در بهمن ۸۷ اگر چه امار رسمی وجود ندارد اما به نظر می رسد در همین حدود وحتی بیشتر اقبال نسبت به محمد خاتمی وجود دارد. علاقه به محمد خاتمی الزامآ علاقه به شخصیت وی نمی باشد بلکه علاقه به ازادی ، اسلامیت ، انسانیت وایرانیت می باشد. پس ایرانیان خواهان ایرانی اباد و ازاد همه با هم می گوییم رئیس جهور خاتمی ، سلام

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت20:8 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

دراستانه انتخابات مجلس هفتم شورای نگهبان اکثریت اصلاح طلبان از جمله ۸۲نفر از نمایندگان مجلس ششم را رد صلاحیت نمود. استعفا و تحصن فراکسیون اکثریت مجلس ششم نیز نتوانست ذائقه شورای نگهبان را تغییر دهد. مخالفت صریح رئیس مجلس ششم با استعفا و تحصن نمایندگان باعث شد تا شکاف بین فراکسیون اکثریت مجلس ششم ومهدی کروبی بیش از پیش نمایان شود. دولت محمد خاتمی نیز هیچ مقاومتی در برابر برگزاری انتخابات مجلس هفتم از خود نشان نداد . این عوامل دست به دست هم داد تا اصول گرایان یک بار دیگر اکثریت کرسی های مجلس هفتم را به خود اختصاص دهند.اصول گرایان سرمست از پیروزی در انتخابات شوراهای دوم ومجلس هفتم تصمیم گرفتند بعد از ۲۷ سال نهاد قدرت( قوه مجریه) را نیز به تسخیر خود در اورند به عبارت دیگر حاکمیت را یکدست نمایند

محافظه کاران در اولین گام برای تحقق استراتژی خود شورایی به نام شورای هماهنگی نیروهای اصول گرایی تشکیل وناطق نوری را که بعد از خرداد۷۶ از سیاست کناره گیری کرده بود به متن سیاست سوق دادند واو را به عنوان رئیس شورای هماهنگی نیرو های اصول گرا اتنخاب نمودند. علی اکبر ولایتی یکی از کاندیداهای بالقوه محافظه کاران ترجیح داد به احترام کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی انصراف خود را از کاندیداتوری ریاست جمهوری نهم اعلام نماید. در این راستا شورای هماهنگی اصول گرایان مبادرت به تشکیل جلساتی با حضور احمد توکلی ، محمدباقرقالیباف ،علی لاریجانی ومحسن رضائی نمود . محمود احمدی نژاد در هیچ کدام از این جلسات شرکت ننمود واین باعث دلخوری اصول گرایان ودر راس ان ناطق نوری شد. شورای هماهنگی اصول گرایان در سال ۸۳ نتوانست نظر واحدی را ترسیم نماید وکاندیدای قطعی اصول گرایان را برای ریاست جمهوری نهم مشخص نمایدنهایتآ کاندیداهای اصول گرایان تصمیم گرفتند بصورت مجزا در انتخابات شرکت نمایند.

نظر سنجی ها حاکی از ان بود که محمد باقر قالیباف با تیم حرفه ای خود می تواند گوی سبقت را از لاریجانی واحمدی نژاد و محسن رضائی برباید ولیکن در روزهای اخر با کناره گیری محسن رضائی گروه های مشخصی پشت قالیباف را خالی نموده وبه گروه های حامی احمدی نژاد ملحق شدند . این تغییرات باعث شد تا محمود احمدی نژاد همراه با هاشمی فسنجانی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری راه پیدا کنند ودر دور دوم نیز محمود احمدی نژاد نماد کوخ نشیان شد و هاشمی رفسنجانی نماد کاخ نشینان......

مطمئنآ ۱۷میلیون رای محمود احمدی نژاد رای به ازادی بیان وازادی مطبوعات ، دموکراسی وحقوق بشر  ،پلورالیسم وجامعه مدنی نبود ۱۷میلیون رای احمدی نژاد رای به عدالت ، رفاه اقتصادی  ، کاهش تورم  واوردن پول نفت بر سر سفرهای مردم بود.ایا محمود احمدی نژاد توانست حداقل انتظارات این ۱۷ میلیون را براورده نماید؟ احمدی نژاد نه تنها نتوانست انتظارات طبقات متوسط به پایین جامعه را جامه عمل بپوشاند بلکه دولت اصول گرای نهم باعث ایجاد شکاف بیشتر بین گروه های حامی خود( راست رادیکال) ودیگراصول گرایان(راست سنتی،راست مدرن و عدالتخواهان) شد.

با این تفاسیر نحله های مختلف اصول گرایی سعی می کنند در انتخابات دهم از احمدی نژاد عبور کنند.

-راست سنتی که طیفی از جمعیت موتلفه ، جامعه اسلامي مهندسین ایران و بعضی از اعضای جامعه روحانیت مبارز را در بردارد خواهان ورود علی لاریجانی ویا محمدرضاباهنر به عرصه انتخابات می باشند در دوره گذشته نیز راست سنتی از نامزدی احمدی نژاد دفاع ننمود.

-چهره های شاخصی چون عماد افروغ ، خوش چهره ،سبحانی وتوکلی که از نحله اصول گرایان عدالتخواه می باشند نیز دل خوشی از احمدی نژاد ندارند. مخالفت های این عده در رای اعتماد به وزرا وهمچنین استیضاح بعضی از وزرا بر هیچ کس پوشیده نیست این عده ترجیح می دهند از نامزدی میر حسین موسوی حمایت نمایند.

-راست مدرن که خود را تکنوکرات های جناح راست می نامند و در مقطعي نويد رضاخان جديدي سر دادند  سعي مي كنند مانیفست خود رابا اقتصاد بازار ازاد و خرد و پراگماتیسم  تنظیم  نمایند از نامزدی محمد باقر قالیباف دفاع می نمایند.

با این اوضاع واحوالی که بر جناح راست مترتب است عبور از احمدی نژاد و راست رادیکال دور از دسترس نمی باشد.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت8:10 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

                   اينه چونقش توبنمود راست               خود شكن ائينه شكستن خطاست

سرانجام چالش بين صدا وسيما و سازمان تربيت بدني منجر به تحريم برنامه نود از سوي سازمان تربيت بدني شد.كساني كه دوشنبه شب سي ام دي ماه ۸۷،  موفق به تماشاي برنامه ۹۰شدند ملاحضه نمودند كه عادل فردوسي پور تهيه كننده ومجري تواناي برنامه ۹۰با تلخي فراوان ،  اين برنامه پر بيننده را روي انتن برد. غم واندوه عادل در طول برنامه انقدر زياد بود ، انگار عادل يكي از عزيزترين نزديكانش را ازدست داده است. به گمان من عادل وببيندگان اين برنامه ان شب را هرگز فراموش نخواهند كرد. اختلال در سيستم پيام رساني و نظر سنجي برنامه نود(SMS)توسط نهادهاي ذيربط غمگيني عادل را رزنانس نمود.

وقتي امير حاج رضائي كارشناس برنامه ۹۰در انتهاي برنامه تلفني صحبت مي نمود تصوير كلوزاپ عادل نشان از جمع شدن قطرات اشك در چشمانش مي نمود. هويدا شدن اشك در چشمان عادل فردوسي پور به خاطر تحريم وگستاخي هاي مسئولان سازمان تربيت بدني نبود اشك چشمان عادل به خاطر ذبح حقيقت وازادي بيان(الفباي دموكراسي) از سوي مسئولان سازمان تربيت بدني بود.

گرچه چالش بين برنامه ۹۰ و دست اندركاران فوتبال( مديران، مربيان، بازيكنان، تماشاگران ) هميشه وجود داشته است اما گسل بين مديران وبرنامه ۹۰در دولت نهم به اوج خود رسيد. كالبد شكافي و نقد وانتقاد برنامه ۹۰ در مورد ارسال ننمودن ليست بازيكنان استقلال به كنفدراسيون فوتبال اسيا ،  بازي هاي ضعيف ايران در جام جهاني ،  حذف ايران از مسابقات جام ملتهاي اسيا ، تغيير مداوم مديران باشگاههاي استقلال وپيروزي ، تغيير مداوم اعضاي هيئت رئيسه باشگاههاي استقلال وپيروزي  ، دعوت از مهندس صفائي فراهاني عضو كميته انتقالي و پارامترهاي ديگر خوشايند سازمان تربيت بدني نبوده است چرا كه در تمامي اين موارد مديران مربوطه به نوعي مقصر اصلي ماجرا بوده اند. مديران ورزشي كه اغلب انها دوشغله مي باشند براي فرافكني ناكامي هاي خود اقدام به تخريب ديگران ، متوسل شدن به دروغ و  كيش نمودن شخصيت افراد مي نمودند. 

اگر عادل فردوسي پور وبرنامه اش از پدر ورزش ايران( به قول مجري سنگين وزن شبك ۳ سيما)به خاطر ثبت نام در تصدي گري پست رياست فدراسيون فوتبال انتقاد مي نمود شايد اين تحريم زودتر صورت مي گرفت. براستي اگر عملكرد سازمان تربيت بدني در سه سال گذشته و بخصوص در المپيك گذشته مثبت ارزيابي مي شد و كشورمان صاحب مدالهاي رنگارنگ شده بود انوقت سازمان چه عملي انجام ميداد؟

اين اقدام سازمان تربيت بدني براي هميشه در ذهن ورزشكاران وبه خصوص طرفداران فوتبال ثبت خواهد شد ومطمئنآ عواقبي را نيز در بر خواهد داشت كه به نفع ورزش كشور و فوتبال نخواهد بود. بارها محبوبيت برنامه۹۰ براي مخالفانش به اثبات رسيده است شركت نزديك به يك ونيم ميليون نفر در ارسال SMS براي تاييد مربيگري غلام حسين پيرواني (سرمربي تيم ملي اميد) گوياي اين امر مي باشد.

ايا سزاوار است عادل فردوسي پور نيز تماشاي مسابقات فوتبال را تحريم نمايد؟ كاريزماي عادل فردوسي پور توان انجام چنين كار سترگي را دارد.  

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت17:15 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |