تبليغاتX
نگارکویر

در گستره تاریخی ملت ها نقاط عطفی خودنمایی می کنند. این نقاط عطف ماحصل جوشش جنبش های اجتماعی می باشند . جنبش های اجتماعی با بیرون جهیدن از پوست خویش نارضایتی خود را با تظاهرات ، اعتصاب ودر نهایت انواع انقلابها نشان می دهند تا به ارمانهای خویش برسند در این راه گاه ممکن است خونهای زیادی نیز ریخته شود. در عصر جدید این نارضایتی ها را می توان با هزینه ای اندک ، یعنی برگ رای نشان داد.

مرداد۱۲۸۵(انقلاب مشروطیت) ۳۱تیر۱۳۳۱(انتصاب مجدد دکتر مصدق به نخست وزیری)۲۲بهمن ۱۳۵۷(پیروزی انقلاب اسلامی ایران) دوم خرداد۱۳۷۶(انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری)  نقاط عطف درخشان و بیادماندنی ملت ایران محسوب می شوند.دوم خرداد ۱۳۷۶می توانست به رنسانس ایران تبدیل گردد ولی متاسفانه افراط وتفریط مشرق زمین یک بار دیگر گریبانگیر ایران شد وروند دموکراتیزاسیون واصلاحات را در ایران عقیم نمود. با وجود این بنا به اظهار نظر بسیاری از جامعه شناسان ، الیتها ، اقتصاد دانان و مردم دوران اصلاحات ، دورانی بسیار درخشان بود. دورانی که محمد خاتمی توانست المانهای جامعه مدنی (civil society) یعنی ازادی بیان واندیشه ، ایماژ ودیپلماسی ، تاسیس سازمانهای غیر دولتی (NGO) ، دسانترالیزه نمودن قدرت سیاسی ، پلورالیسم را بطور نسبی در جامعه و دولت تزریق نماید. البته استراکچر سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ایران همانطوری که تحمل اصلاحات قائم مقام ، امیر کبیر ودکتر مصدق را نداشت در مقابل اصلاحات محمد خاتمی نیز از صبر وحوصله لازم برخوردار نبود. روند دموکراتیزاسیون در کشورمان همانند دو امدادی است نه دو صد متر. دموکراسی یک شبه بوجود نمی اید ممکن است قرنها طول بکشد تادموکراسی در کشوری نهادینه شود. همانطوریکه این مهم در انگلیس وفرانسه اتفاق افتاد. بایک نگاه کلی وپریودیک می توان دموکراسی رادر کشور نهادینه کرد.

در حالی که محمد خاتمی هنوز بر تردیدهایش فائق نیامده مخالفانش با در اختیار داشتن تریبون ها ،روزنامه وسایت های مختلف سعی بر تخریب ایشان دارند. مخالفان کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات  ریاست جمهوری دهم عبارتنداز:

۱-اپوزیسیون خارج از کشور و سلطنت طلبانی که خواهان تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران می باشند. این عده در پستوخانه ذهن خویش تصمیم سازی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران می نمایند غافل از انکه سی سال پیش مردم ایران پایه های سلطنت را برای همیشه در هم شکستند .

۲-قدرت طلبانی که در دوران اصلاحات سهمی از کیک قدرت نصیبشان نشد ویا چند روزی را در زندان های جمهوری اسلامی ایران سپری نمودند.

۳-اصلاح طلبان و ژورنالیست هایی که با شعارهای پرطمطراق وفانتزی وبا منطق واستدلال سطحی نگر خواهان تغییر در کشورند .

۴- محافظه کاران سنتی که اندیشه دگم ومتحجرشان همیشه توهم می پروراند . این عده معتقدند با امدن خاتمی دین و فرهنگ مردم در معرض خطر قرار می گیرد.

۵- نئومحافظه کارانی که با ساده اندیشی وشعارهای پوپولیستی وعوام فریبانه خواهان رفع مشکلات مردم می باشند وایجاد مدینه فاضله نوید می دهند.

در این وانفسا با دیالوگ هایی که در جوامع کوچک کشور همانند تاکسی ها ، اتوبوسها ، محل کار ،مدرسه ها ، دانشگاها .....بین مردم تبادل میشود میتوان اذعان نمود محمد خاتمی نوستالژی ایرانیان می باشد.

پرسوناژ وپرستیژ گلوبال محمد خاتمی باعث می شود  یک ایرانی در هر کجای کره خاکی احساس غرور نماید.زمانی که محمد خاتمی در اجلاس سازمان ملل شرکت کرده بود کلینتون در راهروهای سازمان ملل می دوید تا در مراسم سخنرانی خاتمی شرکت کند این نماد غرور یک ایرانی است. وقتی ژاک شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه برای استقبال از محمد خاتمی بر خلاف عرف تشریفات کشورش از پله های کاخ الیزه پایین میاید و یا پاپ ژان پل دوم بر زمان دیدار اختصاصی خود با محمد خاتمی افزایش می دهد هر ایرانی احساس غرور می کند. اری محمد خاتمی نوستالژی ایرانیان می باشد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت22:13 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

۱۳۶۸سال از تراژدی کربلا وعاشورا می گذرد. حماسه عاشورا  بیش از سیزده قرن است که همچون اکسیری در تار وپود ملت ایران نفوذ  نموده است. در این مدت حکومت های خودکامه وتوتالیتر که کم هم نبوده اند نتوانسته اند ذائقه ایرانیان رانسبت به امام حسین ویارانش کمر نگ نمایند. این روزها مردم سیه پوش در عزای از دست دادن امام حسین ویارانش گریه ومویه می کنند و به سر وسینه میزنند . بدون تردید کمتر ملتی در جهان پیدا می شود که از چنین فرهنگ اصیلی برخوردار باشد ملتی که بعد از گذشتن سیزده قرن هنوز هم در رثاء و غم از دست دادن امام حسین ویاران با وفایش مویه وزاری می کند. تراژدی عاشورا جدال بین اسلام حقیقی (امام حسین ویارانش) واسلام دروغین( یزید ویارانش) بود. شوربختانه در این چند قرن هنوز روحانیون و مداحان  نتوانسته اند اسلام حقیقی را که امام حسین ویارانش مظهر ان بودند وجانشان را نیز فدای ان نمودند ترویج نمایند.

چرا  ما از اپیزودهای محرم وعاشورا که ویترینی از اصول اخلاقی می باشند اداپته نشده ایم ؟  زیرا بعضی از روحانیون ومداحان با خرافه گویی ها وکلمات غلو امیز سعی در گریاندن مردم دارند وغافل از ترویج اصول اخلاقی عاشورا می باشند. در این وانفسا عده ای نیز دنبال صدای زیبای نوحه خوان، سبک وسیاق نوحه، نهار وشام فانتزی هیئت ها،جمعیت هیئت ها،سیستم صوتی ...........می باشند.

   بیعت ننمودن با یزید، خروج امام حسین از مدینه به مکه، قبول نمودن دعوت اهل کوفه ، ترور نکردن عبیدالله بن زیاد توسط مسلم بن عقیل در منزل هانی، ازادی فکری کامل اصحاب، شهادت حضرت ابوالفضل، شهادت علی اکبر وعلی اصغر  وافشای زینب و..........نمونه هایی از اصول اخلاقی امام حسین ویارانش می باشد که ما از این اصول اخلاقی سودی نبرده ایم؟

براستی چرا با وجود داشتن دین فاخر اسمانی وقهرمانان مذهبی وملی هنوز هم سیر نزول اخلاقی در جامعه ادامه دارد؟

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت21:50 توسط حسین مهدیزاده اردکانی

باپایین امدن استانه درد مردم والصاق ان به دولت نهم وشخص رئیس جمهور یک بار دیگر ملودرام انتخابات ریاست جمهوری به نفع اصلاح طلبان تغییر نموده است. پلاریزاسیون(قطبی شدن) جامعه کنونی ایران ماحصل عملکرد ضعیف دولت نهم می باشد این در حالیست که عد ه ای از نحله ها وسمپات های حامی احمدی نژاد نیز استحاله شده ودر حال تدوین تاکتیک هایی برای عبور از ایشان می باشند. در انتخابات دهم نیز عد ه ای همانند انتخابات گذشته ریاست جمهوری از میر حسین موسوی نخست وزیر دهه شصت دعوت نموده اند تا مطالبات ارمانگرایانه ورمانتیسمی انها را جامه عمل بپوشاند. البته میرحسین با توجه به شناختی که از استراکچر قدرت در کشورمان داردحاضر به تمکین این مسئولیت نمی باشد ولی عد ه ای با پروپاگاندای خاص خود سعی می کنند میرحسین را فرشته نجات کشور جلوه دهند. ایا میرحسین موسوی نوستالژی ایرانیان می باشد؟ ما عادت کرده ایم امور وپدیده های مختلف را همیشه انچنان که واقعآ هستند نبینیم  بلکه انچنان که دلمان می خواهد باشد ادراک یا تظاهر به ان کنیم. دوران میر حسین موسوی گذشته است. دورانی که مردم برای تامین مایحتاج زندگی خود ساعت ها در صف می ایستادند. دورانی که سیاست های سوسیالیستی ایشان بخش خصوصی را به احتضار کشانده بود.دورانی که سوگلی برنامه های ورزشی برنامه عصر جمعه با رادیو بود. دورانی که پوشیدن پیراهن استین کوتاه و جوراب سفید در مدارس کشور قدغن بود.دورانی که ایدئولوژی حاکم بر کشور توسعه همه جانبه را قفل نموده بود. براستی سیاست های سوسیالیستی اعمال شده در دوران ایشان پارادوکسیکال با تفکرات این جماعت نمی باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت16:31 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

او رفت ...

و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها

برای خوردن یک سیب چقدر تنها مانده ایم

هرگز تصور نمي كردم اخرين ديالوگ من ومادرم پنج شنبه شب ششم دي ماه ۸۶ باشد.ديالوگي كه با لبخندهاي شيرين مادرم همراه بود. ديالوگي كه هنوز فريم هاي ان از جلو چشمانم عبور مي كند. ديالوگي كه با خداحافظي از مادرم به اتمام رسيد انگار ان شب اخرين خداحافظي من ومادرم بود . مادري كه به گفته دوستان واشنايان عصاره اي از مهربانيها وخصائل نيكو بود. گرچه مكتب و مدرسه اندك ديده بود ولي اخلاق نيكوي او زبانزد عام وخاص بود. اخلاق نيكو ودست ودلبازي او مرا به ياد اين سخن ابوالحسن خرقاني مي اندازد كه :هر كه بر اين درگه وارد شد از ايمانش مپرسيد ونانش دهيد زيرا انكه او را لايق جان دانسته است چگونه من لايق نانش ندانم.

اما بزرگترين تراژدي در زندگي من صبح روز جمعه هفتم دي ماه ۸۶  رخ داد تراژديي كه مشهورترين تراژدي نويسان جهان همچون شكسپير نيز نمي توانند خالق ان باشند . هنگامي كه پسر خاله ام به من زنگ زد وگفت بيا به خانه مادرت .......ارزوي سلامتي وبهروزي براي تمامي مادراني كه در قيد حياتند دارم  وامرزش وارامش براي مادراني كه از دنيا رفته اند.

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387 ساعت17:52 توسط حسین مهدیزاده اردکانی