درحدود هزارو چهارصدسال پیش زمانی که رستم فرخ زاد سردار سپاه ساسانی د ر کنار دجله از تخت فرمانروایی خویش فرو افتاد وبه دست یک عرب کشته شد وزمانی که سپاه اعراب نومسلمان به فرماندهی سعد بن وقاص فاتحانه وارد مدائن شد و یزد گرد سوم اخرین شاه ساسانی را با خدم وحشم خود از جلوی انها فرار کرد ودر مرو به دست اسیابانی به قتل رسید . وپس از انقراض ساسانیان به دست اعراب وفتح ایران توسط مسلمانان به تدریج تفکرات متفاوتی در ایران رواج پیدا نمود:
اولین تفکری که می توان نام برد مربوط به ملی گرایان وضد اعراب بود.
دومین تفکر مربوط به طرفداران غزالی می باشد که هر انچه را بویی از ایران قبل از اسلام دارد نفی می کنند و معتقدند چون پیامبر وائمه اطهار عرب بودند وقران نیز به زبان عربی بود در نتیجه عرب را برتر از عجم می دانند.
تفکر دیگری که مابین این تفکرات است معتقدند که ایرانی زبان واستقلال و فرهنگ ودین قبلی خود را از دست داد ولی در عوض چیزی را به دست اورد که تلخی ان شکست ها را جبران نمود وان مذهب مترقی اسلام را.
فردوسی زبان فارسی را نجات داد سنایی اصطلاحات ومفاهیم زرتشتی را وارد عرفان اسلامی نمود وسهرودی از حکمت های ایران قبل از اسلام برای تدوین فلسفه اشراقی سود جست.
درحال حاضر نیز نهادهای دینی ، فرهنگی ، تبلیغی....که خود را منتصب دولت وحکومت می دانند تلاش می کنند تا چنین تفکراتی را به عموم تعمیم دهند؟!
كريس ارگريس
امروز سوم تیر سالروز انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری می باشد.روزی که بدون تردید در تاریخ ایران ماندگار خواهد شد. سه سال از ریاست جمهوری احمدی نژاد گذشت وکشور با بحرانها وسونامی های بزرگی دست به گریبان است. بحرانهایی که دولت نهم وشخص رئیس جمهور مسئول ایجاد ان می باشند اتوریته احمدی نژاد بر مجموعه دولت همانند اتوریته علی پروین در زمان مربیگری پرسپولیس می باشد که می خواست با سیستم علی اصغری تیم را به پیروزی برساند. سیستمی که فاقد اشل علمی بود وممزوجی ازتاکتیک های سنتی وزهر چشم ، استراکچر ان را تشکیل می داد. اگر به جای دگماتیسم و تحجر منطق دیالیکتیکی برسوبژکتیو(ذهن) محمود احمدی نژاد حاکم بود ابژکتیو (عین) نیز الان فاقد افتصاد در حال احتضار ، عقیم بودن ایماژ ودیپلماسی کشور ، مشکلات روحی وروانی جامعه ، فرهنگ بیمار ، رخوت دانشگاها ، حاشیه نشینی الیت های جامعه و........بودیم.
اما براستی چرا در یکصد سال اخیر الترناتیو دولت های مدافع ازادی ودموکراسی در کشور دولت های محافظه کار وپادگانی بوده اند؟
درست است که خود خواهی شیخ اصلاحات ، خود خواهی تکنوکرات ها ، پروپاگاندای ضعیف اصلاح طلبان ، ساپورت نهادهای حکومتی از کاندیدای خاص ، پاسیویسم(انفعال) الیت ها ونخبگان واکثریت خاموش جامعه در سنتز سوم تیر ۸۴نقش داشتند ولی نباید از احساسی بودن مردم ایران نیز چشم پوشی نمود چرا که ما ایرانیان شاعر پیشه ترین کشور های دنیا هستیم. رجوع به تاریخ نشان می دهد که مردم همدان علیه بوعلی سینا شورش کردند وبوعلی تنها به مدد امیر علاء الدین جان سالم به در برد. ویا در تاریخ داریم که مردم از دار زدن عین القضات احساس شادی می نمودند. نمونه معاصر ان می توان به احساسات پارادوکسیکال مردم در ۳۱تیر ۱۳۳۱ و۲۸مرداد۱۳۳۲ اشاره نمود که در ۳۱تیر مردم با تظاهرات خواستار برکناری قوام وبازگشت دکتر مصدق شدند ولی در ۲۸مرداد.........