تبليغاتX
نگارکویر
۲۹خرداد سالگردهجرت وشهادت معلم عرفان ، ازادی وبرابری دکتر علی شریعتی گرامی باد.

خدایا: مسئولیت های شیعه بودن راـ که علی واربودن وعلی وار زیستن وعلی وارمردن است وعلی وار پرستیدن وعلی واراندیشیدن وعلی وار جهادکردن وعلی وار کارکردن وعلی وار سخن گفتن وعلی وار سکوت کردن است ـ تاانجاکه درتوان بنده ناتوان علی است همواره فریادم ار.                                                                                                                           

خدایا:رحمتی کن تاایمان نام ونان برایم نیاورد قوتم بخش تانانم راوحتی نامم رادرخطرایمانم افکنم تاازانهاباشم که پول دنیا رامی گیرندوبرای دین کارمی کنند نه انها که پول دین می گیرندوبرای دنیا کارمی کنند.                                    

خدایا: مگذار  

که:ایمانم به اسلام وعشقم به خاندان پیامبر مراباکسبه دین وباحمله تعصب وعمله ارتجاع هم اوازکند. 

که:ازادی ام اسیرپسندعوام گردد 

که:دینم درپس وجهه دینی ام دفن شود 

که:عوام زدگی مرامقلدتقلیدکنندگانم سازد  

که:انچه راحق می دانم به خاطر ان که بد می دانند کتمان کنم. 

خدایا:به من زیستنی عطاکن که درلحظه مرگ بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوارنباشم.   

بگذارتاان رامن خودانتخاب کنم اما انچه که تودوست داری.    

                                                                                                      دکتر علی شریعتی    

                                                                                                        مجموعه اثار(۸)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت20:14 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

         

                 لبخند قاره کهن به پر افتخارترین تیم اسیا

 

تیم فوتبال استقلال که کلکسیونی از جام های داخلی واسیایی با خود دارد موفق شد برای پنجمین بار  مقام قهرمانی جام حذفی ایران را به خود اختصاص دهد.

تیم استقلا ل برعکس رقیب دیرینه خود در جام باشگاه های اسیا یکی از موفق ترین تیم های اسیا می باشد.استقلال با دو مقام قهرمانی ، دو مقام نایب قهرمانی و دو مقام سومی یکی از پرافتخارترین تیم های اسیایی می باشد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت23:40 توسط حسین مهدیزاده اردکانی

بازهم دانشگاه بوعلی همدان خبر ساز شد. این اولین بار وشاید هم اخرین بار نباشد که دانشگاه بوعلی همدان به دلیل سخنرانی چهره های سیاسی به کانون توجهات خبرگزاریها تبدیل شده است . در چند سال گذشته چهرهای معروفی چون سعید امامی، هاشم اغاجری، عباس پالیزدار در این دانشگاه به سخنرانی پرداخته اند وجالب است بعد از این سخنرانی ها هرکدام دچار سر نوشت عجیب وغریبی شد ه اند .

من که ازاین افشاگری های اقای عباس پالیزدار دبیر تحقیق وتفحص از قوه قضائیه ونامزد حزب ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد در انتخابات شوراهای تهران سورپرایز نشدم. چون معتقدم اقتصاد کلنگی(دولتی ورانتی) ایران استعداد پرورش کارتل ها وتراست های زیادی دارد که شاید نمونه ای از خروارها باشد. براستی این بار سرنوشت پالیزدار چه خواهد شد؟

 ایا سرنوشت عباس پالیزدار نیز که حداقل شباهت ظاهری باسعید امامی دارد مانند او خواهد شد؟

ایادولت نهم برای تحقق استدلال های پوپولیستی خود دست به دامان عباس پالیزدار شده است؟

با گذشت زمان شاید پاسخ پرسش های خود را دریافت کنم.  

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت21:13 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

الوين تافلر كتابی دارند باعنوان جابه جایی در قدرت  ایشان معتقدند که دانایی ،ثروت، خشونت سه منبع تولید قدرت درجهان هستند به بیانی دیگر قدرت می تواند درقالب این سه تجلی یابد تعبیر دیگر این است که در دنیا قدرت در سه قالب فیزیکی، اقتصادی، فکری ریخته میشود البته هرکدام ازاین سه قالب متعلق به رشدخاصی ازمدنیت درجوامع مختلف می تواند باشدکه میتواننددر جوامعی غالب شوند.   

مشخص است که هر چه انسان ها  از حالت بدویت خارج می شوند وباجام مدنیت وجود خویش را سیراب نمایندقدرت های فیزیکی(خشونت)واقتصادی(پول)محوریت کمتری پیدا می نمایدوقدرت فکری (دانایی)برسرجای ان هامی نشیند.   

متاسفانه زیرساخت تشکیلات اجتماعی، فرهنگی واموزشی ما شکل سیاسی دارد جامعه ماباید یک جامعه مدنی باشد الان غیر مدنی است باید قانونمند شود الان سلیقه مند است.بایدارزش هادران حاکم شود والان تک صدایی است وصدای رقیب ضد ارزش محسوب می شود من ممکن است از شما نباشم ولی برشما نیز نباشم اصلآ خداوند انسانهارامتفاوت خلق کرده است با فشاروقوه قهریه نمی شود همه را یکرنگ کرد.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت20:30 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

یکصدسال پیش نخستین چاه نفت در مسجد سلیمان فوران نمود ویک سال بعد شرکت نفت ایران وانگلیس تاسیس شد واز سال ۱۲۹۲هجری شمسی صدور نفت اغاز گردید.

با تاسیس سازمان برنامه وبودجه که توسط امریکایی ها در سال ۱۳۲۷ تاسیس شد رسمآ برنامه ریزی در ایران اغاز گردید ونفت به عنوان یکی از درامد های دولت تلقی شده ودر فهرست ترکیب درامدهای دولت قرار گرفت وهمچنان نیز بیش از ۸۰درصد درامد دولت را نفت تشکیل می دهد.

به نظرمن یکی از پارامترهای مهم در عقیم ماندن دموکراسی وقفل شدن اقتصاد ایران درامدهای نفت می باشد . زیرا دولت پول نفت را به عنوان درامد محسوب نموده نه سرمایه ملی.

درامدهای نفتی باعث شده تا بودجه نهادهای انتصابی همانند سازمان تبلیغات ، حوزه های علمیه ، شورای نگهبان ، ستادهای نماز جمعه ونهادهای میلیتاریستی سالیانه افزایش چشمگیری داشته باشد. پول نفت باعث شده تا اقازاده ها ره چندساله را یک شبه طی نمایند.

درامدنفتی ایران درسال۸۶برای اولین بار از مرز ۷۵میلیارد دلار گذشت. در کشورهای پیشرفته برای حصول ۷۵میلیارد دلار باید ۷۰۰تا ۸۰۰میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته باشند .اگر درامد ۷۵میلیارد دلاری را تقسیم بر جمعیت ایران کنیم سرانه یک میلیون تومانی نصیب ایرانیان می شود یا به عبارتی ماهی ۸۰هزار تومان.

درامد نفت را باید سرمایه ای تلقی نمود که از زیر زمین استخراج شده وبا سرمایه گذاری های کلان تولیدی بر روی زمین جایگزین شود.ولی در کشورمان نه تنها این مهم صورت نمی گیرد بلکه بورکراسی وفربه گی دولت وحکومت پول نفت را می بلعد. می توان اقتصاد ایران را تشبیه به استخری نمود که دارای سوراخ های زیادی بوده ونمی توان با مسدود نمودن یک یا چند سوراخ از به هدر رفتن اب جلوگیری نمود.

اگردرامد نفت در سال های گذشته صرف سرمایه گذاری در پروژهای کلان تولیدی می شد وتولید را در کشور به انبوه می رسانید نه تنها مشکل بیکاری حل می شد بلکه درامد سرانه نیز بیش از ۲۵۰۰دلار کنونی بود .دولت می توانست از مالیات بر درامد این شرکت ها ومالیات بر درامد افراد شاغل در این شرکت ها هزینه های جاری کشور را تامین نماید.به نظر من درامد نفتی برای دولت پول تو جیبی محسوب شده وبا ان هر کاری دلش خواست انجام می دهد .

براستی چرا دموکراسی در خاورمیانه و کشورهای امریکای جنوبی که دارای ذخایر نفتی فراوان هستند نهادینه نشده است؟

چرا این کشورهادرمقابل غول های بزرگ اقتصادی سیاسی جهان کری می خوانند ؟

اگر درامد این کشورها صرفآ متکی به درامدهای نفتی نبود باز هم ازاستراتژی کنونی پیروی می کردند؟

باری سخن دراز شد

                               وین زخم دردناک را

                                                              خونابه باز شد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت20:12 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

چالش وجولان بین سنت وتجدد در دوم خرداد ۷۶ به هژمونی تجدد منجر شد ویک بار دیگر کنسرواتیسم ها وانحصار طلب ها مجبور شدند با تمکین خواسته مردم به پستو خانه های خود بخزند. ملت ایران در دوم خرداد به ذهنش خطور کرد که دگماتیسم ، تحجر و واپس گرایی با روحیه اریایی ها سازگاری ندارد و می تواند عطش خود را از طرق دستیابی به مفاهیمی چون ازادی بیان واندیشه ،جامعه مدنی و در یک کلام دموکراسی سیراب نماید. البته این المانهای سلبی وایجابی بصورت نیم بند در قانون اساسی ذکر شده بود  ولی پس از پایان جنگ تکنو کرات ها و یقه سفید ها به جای پرداختن به این مسائل با قوانین انتزاعی سعی در بهبود وضع اقتصادی کشور داشتند که از این طریق نیز طرفی نبستند وشاهکار تورم فله ای ۵۰درصدی در سال ۷۴بر هیچ کسی پوشیده نیست.

دوم خرداد می توانست انگ رنسانس ایران را به خود بگیرد متاسفانه باعقیم نمودن جنبش های اجتماعی توسط گرو هایی که از مصونیت اهنین برخوردار بودند ناکام ماند ولی صرفآ نمی توان پاشنه اشیل ناکامی حماسه دوم خرداد را در عقیم نمودن جنبش های اجتماعی جستجو کرد المانهایی همچون تشت فکری اصلاح طلبان ، فاقد لیدرمناسب ، انفعال الیت های جامعه ،  جازنی افرادی که با الفبای اصلاحات اشنایی نداشتند ، انتظارات بیش از اندازه گرو های رادیکال....می تواند در ناکامی اصلاح طلبی در ایران نقش داشته باشد. اگر رول تاریخ پر فراز ونشیب ایران را باز کنیم حتمآ پژواک صدای انسانهای موافق ومخالف حاکمان را خواهیم شنید و پژواک همین صداها بوده است که نام امیر کبیر ، قائم مقام ، مصدق ، خاتمی را زنده نگه داشته است. اری دوم خرداد ومحمد خاتمی نوستاژی لطیف ایرانیان می باشند.

به یاد بیاور

که تو را با باران سرودیم

با عشق،قلب آرمانهای خود خواندیم

با سرسپردگی همراهیت کردیم

و با تشنگی همراهت شدیم

تا سوی مرز دریاها

تو را باران سروده بودیم

تا بشکافی ابرهارا

تا سیراب کنی خاک خشک حسرت خورده ی آبی را

کاش به یاد می آوردی

آن لحظه را،که اشک ریختی،

از برای دردها.

کاش آن لحظه،که می گفتی هر آنچه داری

در طبق اخلاص می گذاری

صداقت در تو بود.

کاش،

واژگان سحر آمیز خویش را از یاد نبرده بودی.

کاش نسل مرا تا بلندای عدالت همراه می شدی.

افسوس...!                (سحر گلکاری) 

+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت21:9 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |