تبليغاتX
نگارکویر

امروز تیم فوتبال پرسپولیس موفق شد همانند دوره اول ناپلئونی ودر دقیقه ۹۶قهرمانی را از چنگ تیم قرص ومحکم سپاهان بیرون اورد وبه عنوان قهرمان هفتمین دوره لیگ برتر لقب بگیرد.

به نظر من انچه که بر لذت این قهرمانی می افزاید افکار وعقاید لیبرال سرمربی این تیم یعنی افشین قطبی می باشد.دانش اموخته دانشگاه UCLA(کاليفرنيا در لس انجلس) موفق شد پس از ۳۰سال دوري از كشور سبك نويني از فوتبال وهمچنين اخلاق حرفه اي پسنديده اي را وارد ايران نمايد .اوج اين منش حرفه اي را مي توان در گفت وگوي ايشان با يكي از خبرنگاران ديد كه مي گويد : هيچ وقت دعا نمي كنم پرسپوليس برنده شود.............شفاي مريض ها وسلامتي مردم ايران وسعادت انسانها مهم تر از برد پرسپوليس است.

ادبيات انسان محور قطبي توانست در يك محيط غير حرفه اي ياغي هاي پرسپوليس را تاديب نمايد ،  بر اتوريته حميد استيلي فائق ايد ،  وافكار وعقايد محافظه كارانه حبيب كاشاني واعضاي هيئت مديره را رقيق نمايد.....

دستيار سابق مربيان مطرحي چون گاس هيدينك ،  ادووكات ،  بيم وربيك خصلت هاي نيكو و پسنديده اي دارد كه كمتر مي توان در مربيان داخلي وحتي مربيان خارجي شاغل در ايران جستجو كرد واين خصلت ها تلفيقي از خصلت هاي شرق با دنياي غرب مي باشد.اي كاش تيفوسي هاي پرسپوليس ومربياني كه هر برد وقهرماني تيم خود را مصادره به مطلوب ائمه اطهار مي نمايند از اين خصوصيات لذت بخش نيزدرسي بگيرند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت22:56 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

فلش بک به گذشته نشان می دهد که در طول ادوار مجالس بعد از انقلاب مجلسی متخصص تر  ، کارامد تر و با تحصیلات عالی بالاتراز مجلس ششم وجود نداشته است. ولی انچه که عملکرد مجلس ششم را تحت الشعاع خود قرار داده عملکرد نمایندگان اصلاح طلبی بود که یا با الفبای اصلاحات اشنایی نداشتند ویا برای تثبیت قدرت خود وفرار از گیوتین شورای نگهبان محافظه کارانه عمل نمودند. این اقلیت اصلاح طلب مجلس ششم هیچ عکس العملی در مقابل خارج شدن اصلاح قانون مطبوعات از دور  ، رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و...نشان ندادند ونیز شهامت ان را نداشتند که استعفا ء ویا در تحصن اصلاح طلبان شرکت نمایند.

همین اقلیت اصلاح طلب مجلس ششم که جرات وجسارت لازم را نداشتند با دوپینگ سیاسی وارد مجلس هفتم شدند مجلسی که اکثریت ان را اصولگرایان تشکیل می دادند . فراکسیون اقلیت مجلس هفتم صداقت وشعور مردم را به بازی گرفتند ومصلحت طلبی و عافیت طلبی و منافع شخصی منش انها شد به طوریکه در مقابل خرابکاریها وگنده کاریهای دولت نهم سکوت اختیار نمودند وترسوتر از ان بودند که طبق قانون اساسی رئیس جمهور را به مجلس بکشانند واز او باز خواست نمایند.

انقدر این اقلیت از متن فاصله گرفت وبه حاشیه وانفعال کشانده شد که اصول گرایانی چون عماد افروغ وسبحانی وخوش چهره....در نقش اصلاح طلب ظاهر شده و سعی در گند زدایی از دولت نهم بر امدند.

به نظر من فراکسیون اقلیت مجلس هفتم فراکسیونی ترسو، فاقد جرات، شجاعت ، شهامت وجسارت ودرحقیقت شومنی بیش نبودند.

کارل پوپر می نویسد:

وظیفه یک سیاستمدار صدیق خوشبخت کردن جامعه یاتقلیل بدبختی های ان است در ان جا که سیاستمدار از تحقق این وظایف باز می ماند با صداقت وشهامت اخلاقی باید از کار کناره گیری نماید تا از سوق دادن جامعه به اشوب وانقلاب جلوگیری گردد.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت19:44 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

درست ۱۲۲ سال پیش یعنی اول ماه مه۱۸۸۶ کارگران در شهر شیکاگو برای کاهش ساعات کار از ۱۶ به ۸ ساعت تظاهرات نمودند . پلیس شیکاگو تظاهرات کارگران را به خاک وخون کشید ولی بالاخره کارگران موفق شدند این مهم را به تحقق کامل برسانند از ان روز به بعد اول ماه مه هر سال کارگران جهان که موتور محرکه تولید جهان محسوب می شوند برای تحقق خواسته ومطالبات خود این روز را  تعطیل می کنند.

تولید یکی از پارامترهای مهم برای افزایش رشد اقتصادی وبه تبع ان افزایش تولید سرانه و درامد سرانه می باشد واین مهم دارای متغیرها ونهادهای مختلفی می باشد که به نظر من مهمترین ان نیروی کار می باشد. بهره وری نازل، دستمزدهای پایین تر از خط فقر، الیناسیون( از خود بیگانگی) ،عدم وجود سندیکاها وتشکل های کارگری از معظلات بغرنج جامعه کارگری ایران می باشد.

البته جرقه هایی از زمان مشروطه برای بهبود این مشکلات فوق زده شد که می توان به تاسیس نخستین اتحادیه کارگری در سال ۱۲۸۵ اشاره کرد. می خواهم همین جا گذری بزنم به نمایندگان اولین دوره مجلس در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی به تعدادی از این نام هاتوجه نمایید:حاج میرزا ابراهیم خیاط باشی، حاج سید اقای تیر فروش، حاج سید احمد زرگر باشی، حاج شیخ ابراهیم بلور فروش، حاج محمد باقر صابون پز، حاج علی اکبر پلویی، سید مصطفی سمسار، شیخ حسین علی اوروسی دوز، غلام رضا یخدان ساز، مشهدی باقر بقال..............اما جامعه ۵/۶میلیون نفرکارگری(۲۸تا ۳۲میلیون خانوار) در دوره هشتم بعد از انقلاب تنها یک نماینده در مجلس حضور دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته نمی توان برای بررسی و کالبد شکافی معضلات بغرنج جامعه کارگری از فضای فرهنگی و سیاسی و بوروکراسی عریض وطویل کشور مان خارج شد.همچنان بی اعتمادی به ارث رسیده از حکومت های قاجار وپهلوی به قشر عظیم کارگر وجود دارد . همانطوری که در یکصد سال اخیر نتوانسته ایم جامعه را به سوی دموکراسی همه جانبه سوق دهیم در مورد طبقه قدرتمند کارگری نیز این مهم صدق می نماید.

کارگران ایرانی نارضایتی خود را از طریق کاهش چشمگیر بهره وری، کم کاری، خرابکاری و اعتصابات گاه وبگاه نشان می دهند. به نظر من هنوز طبقه قدرتمند کارگری در ایران موفق نشد ه است اشل سازمانی خود را در استراکچر حکومت معین نماید.( شما به انتخابات انگلیس و المان نگاهی بیاندازید) تشکل های به ظاهر دموکراتیک کارگری با بده بستان های سیاسی و اقتصادی و رانت دولتی که از طریق فروش نفت حاصل می شود عملا تبدیل به کارتل ها وتراست های اقتصادی شده اند.کارفرمایان نیز با توجه به بوروژازی ناعادلانه ای که در این چند سال اخیر ازطریق فروش فله ای شرکت های دولتی نصیبشان شده است وهمچنین با توجه به موقعیت ژئو پلیتیک وژئواکونومیک کشورمان نگرانی ندارند.اگر فقط در این چند سال اخیر ماده ۱۴۱ قانون کار با توجه به کلیه تبصره های ان اعمال می شد در حال حاضر حقوق کارگرا ن ۳/۱خط فقر نبود.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت1:14 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

انقدر به تاریکی لعنت نفرستید یک شمع روشن کنید.

                                                                    کنفوسیوس

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت23:46 توسط حسین مهدیزاده اردکانی

قصد داشتم این پستم را به پارادایم وپکیج پلتیک ـاکونومیک رئیس جمهور در مورد بهتر اداره کردن جهان که در مجمع تشخیص مصلحت نظام پیشهاد ان مطرح كرد اختصاص دهم ولی رنجنامه وزير اقتصادي بر كنار شده دولت نهم که واقعیات انضمامی وعینی دولتمردان را بازگو کرده است مرا بران داشت تا قسمت های از این رنجنامه را عینآ درج نمايم بدون تردید سخنان اقای دانش جعفری هیچ گاه از تاریخ محو نخواهد شد ودر اینده نیز کارشناسان سیاسی اقتصادی بیشتر به این مهم خواهند پرداخت .این سخنان در حقیقت با سخنان سه سال گذشته رئیس جمهور پارادوکسیکالند.

نسبت به تجربه گذشته کشور یا ادم هایی که تجارب خوبی داشتند نظر مثبتی وجود نداشت وحداقل این بود که با ابهام به ان نگریسته می شد. این در حالی بود که هنوز نقشه راه برای اینده مورد نظر نیز اماده نشده بود. بسیاری از مفاهیم پذیرفته شده  علم اقتصاد در دنیای امروز از قبیل تاثیر نقدینگی در تورم یا چگونگی تفسیم کار بین دولت ومردم زیر سوال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندی لازم الاتباع نگاه نمی شد این در حالی بود که هیچ تلاشی برای تغییر ان نیز نمی شد.

مسائل جنبی دست چندم کشور که اصولآ اهمیتی نداشت در شرایطی تبدیل به مساله دست اول کشور می شدند. مثل تعیین ساعت کار بانک ها که ماه ها ما را به خود مشغول می کرد در مسائل جاری واجرایی دستگاههای وابسته نیز ما شاهد فعالیت گروه های فشار بودیم که سعی می کردند با اطلاع رسانی غلط حرکت امور را در جهت مورد نظر خود تغییر دهند..........

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت15:3 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |