با توجه به واقعیت های عینی وانضمامی جامعه کنونی ایران همانند تورم، گرانی، نقدینگی زیاد و.....رئیس جمهور مجبور شد در مصاحبه با سیمای ایران بخشی از سیاست های اقتصادی دولت نهم را به چالش کشیده واعتراف نماید که اگر نگوییم استراتژی اقتصادی بلکه تاکتیک های اشتباهی به کار گرفته است. جالب این جاست که کماکان رئیس جمهور همانند مقامات دیگر حکومتی توهم را المان اول خود دربوجود امدن مشکلات اقتصادی می داند و دولتهای گذشته و کشورهای دیگر را مسئول این مصیبتها می داند.
دردو سال گذشته چندین بار اقتصاد دانان برجسته کشور از تمام مکاتب اقتصادی وحتی محمد خاتمی نیز در مصاحبه وسخنرانی های خود در مورد سیاستهای غلط اقتصادی دولت نهم و سیاستهای یک بام ودو هوای این دولت هشدارهای لازم را داده بودند ولی رئیس جمهور نه تنها کوچکترین اعتنایی به این پارادایم ها ننموده بلکه با مغلطه وسفسطه وبا استدلال های پوپولیستی خاص خود سعی در بالا بردن استانه تحمل مردم بوده است.درپایان یاد این گفته گورباچوف به اریش هونه کر افتادم که: ان کس که خود را خیلی دیر با واقعیت همساز کند محکوم به فناست.
دراین پستم ترجیح می دهم بعضی از پندها واندرزهای شاعر بزرگ ایران زمین سعدی که به حاکمان معاصر خودهدیه نموده است بیاورم:
زمستکبران دلاور بترس
از ان کو نترسد زداور، بترس
طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح وسجاده ودلق نیست
چو حاکم به فرمان داور بود
خدایش نگهبان ویاور بود
خدا ترس را بر رعیت گمار
که معمار ملک است پرهیزگار.....
سعدی حاکم را به تساهل وتسامح دعوت می کند ومی گوید:
به مردی که ملک سراسر زمین
نیرزد که خونی چکد بر زمین
چو کاری براید به لطف وخوشی
چه حاجت به تندی وگردنکشی؟
اگر پیل زوری وگر شیر جنگ
نه نزدیک من صلح بهتر که جنگ
در سراسر جهان جنبش های اجتماعی درجهت ایجاد تغییرات ویابرای دستیابی به اهدافی خاص به وجودمی اید. جنبش های اجتماعی می تواندبر اساس فعالیت های اجتماعی وسیاسی ویا موقعیت هایشان در جامعه به جنبش های کارگری وجنبش های دانشجویی و....تقسیم بندی نمود.
جنبش دانشجویی معاصر درکشورمان به ۱۶اذر ۱۳۳۲ برمی گردد که دانشجویان به سفر نیکسون معاون وقت رئیس جمهور امریکابه ایران مخالفت می کردند وتظاهرتشان به خاک وخون کشیده شد وسه ستاره درخشان شریعت رضوی -قندچی وبزرگ نیا به شهادت رسیدند.
بعداز ان جنبش های دانشجویی توسط افرادی چون مهندس بازرگان ودکترسحابی سازماندهی وبا حضور در جلسات حسینیه ارشاد وگوش نمودن به سخنرانی های دکتر شریعتی به مرحله بلوغ خود رسید . تودهای مردم با راهنمایی های دانشجویان در مقابل رژیم شاهنشاهی ایستادگی نموده ودر نتیجه انقلاب ۵۷به پیروزی رسید.
بعد از انقلاب نیز این دانشجویان بودند که احساساتی عمل نموده ؟ ولانه جاسوسی را به تسخیر در اوردند و۴۴۴روز امریکاییان را به گروگان گرفتند وانقلاب وکشور را وارد مرحله جدیدی نمودند.
با اتمام جنگ و تغییر وتحولاتی که در سال۷۲ در انجمن های دانشجویی بوجود امد هماهنگی های جنبش های دانشجویی بود که به رنسانس دوم خرداد ختم شد .
بعد از حادثه کوی دانشگاه وبر اثر شانتاژ های بعضی از افراد وگروه های سیاسی ورادیکال که تسویه حساب های شخصی خود را به دانشگاه کشانده وباعث اختلاف و انشقاق بین انجمن های اسلامی دانشگاه های کشور شده وعملآ در این چند سال جنبش دانشجویی حالت انفعال ورخوت به خود گرفته است وبه نظر من یکی از دلایل پیروزی محافظه کاران در انتخابات گذشته به عقیم ماندن جنبش های دانشجویی در کشور برمی گردد که خوشحالی محافظه کاران را در پی دارد.
درچندسال گذشته تمام توان حکومت و دولت معطوف به مسائل هسته ای شده و چندین میلیارد دلارنیز صرف خرید دستگاه های دست دوم کشورهای پیش قراول دراین زمینه شده است .واز مسائل اساسی که کشور را می تواند به توسعه همه جانبه برساند مغفول شده وکماکان کشور در حال پرداختن تاوان این سهل انگاریها می باشد.
اگر حکومت نیمی از توان دیپلماسی و لابی های صورت گرفته برای انرژی هسته ای را صرف بازگشت سر
مایه های ایرانیان مقیم خارج می کرد اثارش از پدر همه بمب ها نیز کارسازتر بود وایران وایرانی را به قدرت برتر اقتصادی خاورمیانه تبدیل نموده بود.ای کاش حکومت موفق می شد بازگشت فقط ۳۰درصد از سرمایه ۱۳۰۰میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج را فراهم نماید .
بر طبق بعضی امارها ایرانیان مقیم لس انجلس ۴۰میلیارددلار به اقتصاد امریکا کمک می کنند ویا در اوایل سال ۲۰۰۶ میلادی ایرانیان بیش از ۳۰۰میلیارد دلار در دبی سرمایه گذاری کرده اندکه حاصل ان فعال بودن بیش از ۳۳۰شرکت ایرانی در دبی می باشد. ایاروزی امکان بازگشت سرمایه های ایرانیان به سرزمین اباء واجدادی خود خواهد رسید؟
پاشنه اشیل اقتصاد کشورمان کمبودسرمایه گذاری ودر نتیجه کمبودتولیدمی باشد.تابع تولید وابسته به متغیرهای کلانی چون نرخ ارز،سودبانکی و دستمزدها می باشد. در اقتصاد کلنگی ما هرکدام از این پارامترها سیاست خود را دارند ویک هارمونی خاصی بر ان حاکم نیست تا بتوان به استراتژی معینی رسید.تابع تولید در کشور ما دارای محدویت های فراوانی می باشد از بوروکراسی عریض وطویل گرفته تا محدویت های سازمان تجارت جهانی( WTO).
سرمایه، نیروی انسانی ومواداولیه سه رکن اصلی تولید می باشد انچه در ایران دارای مزیت نسبی می باشد نیروی انسانی است.
مقایسه نشان می دهد که سهم نیروی انسانی از تولید در عربستان۵۰درصد، امریکا۷۰درصد،کره جنوبی ۸۰درصد، ژاپن ۸۰درصد ودر اروپا بالای ۶۰درصد است. امامتاسفانه سهم نیروی انسانی از تولید در کشورمان حدود ۳۰درصد است یعنی نفت ومنابع طبیعی و فیزیکی بیشترین سهم را در تولید ایران دارند.