تبليغاتX
نگارکویر

بعداز دفاع جانانه دكتر مصدق در دادگاه لاهه وبازگشت ايشان به ايران عوامل بريتانيا وعلاقمندان به سياستهاي بريتانيا در كشورمان تمهيداتي را به بوجود اوردند تا مصدق ويارانش نتوانند بار ديگر قدرت در دست گرفته وسياستهاي پيشين را اعمال نمايند.

مجلس سنا با راي گيري كه بر اثر فشار جمعيت هاي كارگري و شخصيت هايي چون ايت الله خوانساري و ايتالله كاشاني انجام داد مقبوليت دكتر مصدق را تاييد نمود. سرانجام در روز 19تير ماه 1331شاه فرمان نخست وزيري دكتر مصدق را صادر نمود .دكتر مصدق برنامه هاي كلان خود را كه شامل موازنه بودجه مملكت از درامدنفت،اصلاحات دردادگستري و...اعلام نمود گرچه اين برنامه ها خوشايند طرفداران شاه نبود.در اين اثنا شكاف بين دكتر مصدق وشاه در تصدي مقام وزارت جنگ بيشتر شد ودكتر مصدق مجبور به استعفاءشد. در26تيرمجلس قوام را به عنوان مقام نخست وزيري تعيين نمود. با تعيين قوام مخالفتهاي مردمي در سراسر كشور بيشتر وديدار نمايندگان جبهه ملي با شاه نتيجه اي در پي نداشت.اوج تجمعات وتظاهرات مردمي در30تيرماه اتفاق افتاد. دراين روز علاوه بر تهران در اكثر شهرهاي كشور مردم خود جوش به خيابانها ريخته وخواهان باز گشت دكتر مصدق وعزل قوام شدند.با تنگ شدن عرصه بر شاه وقوام ، قوام استعفا نمود ومجلس بلافاصله دكتر مصدق را مجددآ به نخست وزيري برگزيد شاه مجبور شد به خواسته دكتر مصدق كه تعيين وزير دفاع از سوي نخست وزيري بود تن دردهد.

قيام 30تير نقطه اوج همبسگي ايرانيان در دوران دكتر مصدق بود ولي چه شد كه بعد از گذشت يك سال.............كودتاي 28مرداداتفاق افتاد بايد از پدرانمان سئوال كرد؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت7:12 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

اساسآکاربرد مفهوم جناح درموردتشکل های سیاسی محافظه کار نادرست بوده و دربهترین حالت ممکن  می توان واژه قبیله را برای انها به کاربرد. 

محافظه کاران بیش از انکه ازلحاظ سیاسی قابل مطالعه باشند شایسته بررسی های انسان شناسانه ای توسط باستان شناسان ومردم شناسانی هستند که در حال   تحقیق و بررسی در مورد چگونه زندگی کردن وتهدید کردن و.... درمیان قبایلی که اغلب انها قبل از قرون وسطی وعصر حجر ودور مانده وعقب افتاده از تاریخ زندگی کرده اند صورت می گیرد .

قبایلی که در محیطی منزوی وپاتریمونیالیستی ودور از دسترس،دیگران را تحت فشاروظلم وستم خود قرار می دهند. 

انتظاری بس بزرگ است از کسانی با این ایده که خود را برتر وورای همه چیز دانسته بخواهیم به مدرنیسم تن بدهند.قبیله راست که گویی بزرگانش مسافت ورود به بهشت را طی کرده اند وبا پستی وبلندی های ان اشنایی کامل داشته وبه شاگردانشان نیز گوش زد نموده اند درسودای ان هستند که هردو دنیا را به تسخیر در اورند. 

دنیابه جای مزرعه اخرت باید بهشت زمینی ان ها باشد وبدیهی است که این بهشت باید جهنمی را در کنار خود داشته باشد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت16:16 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

طبقات حاکم جامعه، حاکمیت خود را از طریق کنترل باورها وفرهنگ تداوم می بخشند.

                                                                                      انتونی گرامشی

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت22:54 توسط حسین مهدیزاده اردکانی

بایدقبول نمود که استراکچراقتصاد درکشورمان بیمار است واحتیاج به درمان داردولی متاسفانه استراتژی خاصی برای بهبودی ودرمان این بیماری وجود ندارد.گاه تفکرات لیبرالیستی وادام اسمیتی بر اقتصادمان حاکم است وگاه تفکرات سوسیالیستی ومارکسی. گاه سیاستهای انبساطی دنبال می کنیم گاه سیاستهای انقباضی.....
ازاجرای برنامه 4ساله عاجزیم تابرسد به اجرای برنامه 50و100ساله کشورهای توسعه یافته.
به دلیل رانتی که دولت به منابع مهمی چون انرژی تخصیص می دهد سالیانه میلیاردها دلارپرت منابع حیاتی در کشورمان وجود دارد وشوربختانه این رانت به تمامی اقشار مختلف جامعه نیزبصورت عادلانه تقسیم نمی شود به طور مثال روزانه 70میلیون لیتر بنزین در کشورمصرف می شوداز این 28میلیارد تومان سوبسید به بنزین، دهکهای پایین  جامعه به مقدار ناچیزی رانت عایدشان می شود وبیشتر رانت سرازیر سفره های دهک های بالا می شود.
اگر مجلس ودولت سیاست های دولت های قبلی را ادامه می دادند نیازی به سهمیه بندی بنزین وجود نداشت ولی متاسفانه دولت ومجلس همانند بسیاری از تصمیم گیریهایشان بدون استفاده از تجارب دولت های گذشته اقدام به طرح تثبیت قیمتها نمودند وحالاهم سهمیه بندی بنزین. واین پارادوکسیکالهای دولت ومجلس است که اقتصاد کشور را بیمار نموده وروز به روز اوضاع اقتصادی کشور را وخیم تر می کند.
+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت15:19 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

ادمیان ممکن است در کلیات فریب بخورند ولی در جزئیات فریب نمی خورند

                                                                             ماکیاولی

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت23:14 توسط حسین مهدیزاده اردکانی

ازروزی که مظفرالدین شاه با تنی بیمار ولرزان وارد مجلس شده و زنگ مشروطیت را به صدا در اورد تا به امروز نزدیک به 101سال می گذرد. دراین مدت الترناتیو دولتهای معتقد به دموکراسی و ازادی، دولتهای محافظه کار وپادگانی بوده اند.

 یا به عبارتی در جنگ بین سنت ومدرنیته ، این مدرنیته بوده است که بعد از مدتی بازنده شده است. اخرین نمونه ان می توان به دولت نئومحافظه کار احمدی نژاد اشاره نمود که در سوم تیر84با رای فرودستان جامعه قدرت را به دست گرفت وتمام دست اوردهای 8ساله دوران اصلاحات را بر باد داد.

انفعال وپاسیویسم گروهی از مردم،انشعاب واختلاف دربین اصلاح طلبان،پاسیویسم روشنفکران، محافظه کاران اصلاح طلب و.....عواملی هستند که تراژدی سوم تیر رابرای ایرانیان رقم زدند .

علاوه بر المانهای سلبی وایجابی بالا، نباید از احساسی بودن مردم ایران نیز چشم پوشی نمود.ایرانیان همانطوری که شاعرپیشه ترین کشور دنیا هستند احساسی ترین مردم دنیا نیز می باشند. بعد ازگذشت دوسال از سیاست های پادگانی ودگم دولت نهم می توان سوم تیر را روز نوستالژی 17میلیون ایرانی نامید.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت16:48 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |

دردهای من گرچه مثل دردهای مردم  

زمانه نیست 

درد مردم زمانه است 

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی استین شان 

مردمی که نام هایشان

جلدکهنه شناسنامه هاشان 

درد می کند....

دفتر مرا

دست درد می زند ورق

شعرتازه مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

ازچه حرف می زنم؟

درد ،حرف نیست

درد ،نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم؟         

                                               قیصر امین پور

+ نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 ساعت0:9 توسط حسین مهدیزاده اردکانی |