۲۹خرداد سالگردهجرت وشهادت معلم عرفان ، ازادی وبرابری دکتر علی شریعتی گرامی باد.
انسان منهای ازادی انسان نیست ، ماهیتی زیر صفر پیدا می کند وبه زیست ماقبل انسان فرو می غلتد وبه همین دلیل است که نمی توان ازادی را دراه خدا فداکرد.
انسان یعنی ازادی ورشد. یعنی تنوع ودرگیری اگر ازادی وتنوع،درگیری وتضاد را از زندگی برداریم نه تکامل خواهیم داشت و نه معنی بودن.
من معتقدم هر چه درباره انسان گفته اند فلسفه و شعر است وانچه حقیقت دارد جز این نیست که انسان تنها ازادی است وشرافت واگاهی واین ها چیزهایی نیست که بتوان فدا کرد حتی در راه خدا.
ازادی معبود من است
به خاطر ازادی هر خطری بی خطر
هر زندانی رهایی
هر جهادی اسودگی
وهر مرگی حیات است.
همه می خواهند بشریت را عوض کنند دریغا در این اندیشه نیست که خود را عوض کند.
تولستوی
وقتی رنسانس در غرب شکل گرفت وجنبش اصلاح دینی اغاز شد ودر لابه لای اندیشه های لوتر وکالون جملاتی ساطع شد که هر چند در ابتدا کم اهمیت ولی به تدریج به گفتمانی جدی و بنیانی در پروتستانیسم غربی بدل شد جمله صدای مردم فریاد خداست بود .
قبل از ان سلطنت وکلیساخود را نماینده خدا بر روی زمین ونماینده اراده الهی ودارای فره ایزدی می دانستند. افلاطون بزرگ هم پذیرفته بود که خداوند دو دسته خلق کرده است:فرمانده هان وفرمانبران ارسطوی حکیم : نیز در افرینش الهی پذیرفته بود که خداوند عده ای رالایق وشایسته بارکشی واطاعت وبندگی افریده است وانها به نفعشان است که فرمانبردار باشند. دکتر علی شریعتی نیز می نویسد وقتی پیامبر فریاد براورد اول فکر کردم که او هم اشراف زاده ای است همچون بودا که از سر تفنن به یاد مردم افتاده است ولی بعدشنیدم که خود اونیز چوپان یتیمی است همچون محرومان تاریخ.
مردم در دوران جدید بازیگران اصلی صحنه های نبرد انسانی هستند وانهایی که به صدای مردم تمکین نمی کنندودر برابر اراده الهی طغیان می ورزند در جهالت وگمراهی به سر برده وهمان طور که تاریخ نشان داده است به سزای اعمالشان خواهند رسید.
روزی یکی از متفکرین انگلیسی (رابرت ریچارد گرین ) خطاب به کاخ نشینان سلطنت انگلیس فریاد زد: که رفتگران تئاتر لندن به اندازه ملکه ویکتوریا در تاریخ نقش دارند این جمله کافی بود تا ازلندن تبعید شود. اما امروز دیگر همه پذیرفته اند که رفتگران لندن هم به اندازه ملکه دارای حقوق انسانی وازادی های فردی هستند.
گوستاولبون
باپایان یافتن مهلت شورای امنیت سازمان ملل به ایران دیپلماسی دگم کشورمان با سرپرستی علی لاریجانی در حال چانه زنی با سولانا مسئول سیاست خارجی اروپاییان می باشد.سیگنال های رسیده حاکی از ان است که با کاهش انتظارات ایران طرف مقابل نیز چراغ سبز نشان داده است. ولی سخنان دراماتیک رئیس جمهور مبنی بر (شمارش معکوس نابودی رژیم صهیونیستی) در استانه اجلاس سران گروه هشت می تواند تصمیم سازی وتصمیم گیری سران کشورهای مذکور را در مورد ایران تغییر دهد ودر اینده ای نزدیک شاهد قعطنامه جدیدی بر علیه ایران باشیم.
سال گذشته نیز احمدی نژاد در طی یک سخنرانی هولوکاست را افسانه ای بیش ندانست وبه همین منظور کنفرانسی را در تهران بر علیه هولوکاست تشکیل داد.
مجمع عمومی سازمان ملل در۲۹ژانویه۲۰۰۷قطعنامه (محکومیت نفی هولوکاست) در پاسخ به اظهارات وعملکرد رئیس جمهور ایران در مورد اسرائیل را تصویب نمود . نکته جالب توجه ای که کمتر رسانه های داخلی به ان پرداختند این بود که از ۱۹۲کشور جهان تنها ایران رای مخالفت به این قطعنامه داده بود.
سامو ئل هانتینگتون انتخابات در کشورهای جهان سوم راانتخاباتی گیج کننده یاانتخاباتی شگفت انگیزمی داند ومعتقد است که دراین کشورها انتخابات تنها زنده کننده دموکراسی نیست بلکه راهی است به سوی دموکراسی.
گردش مسالمت امیز قدرت ازطریق انتخابات یکی ازشاخص های مهم دموکراسی وتوسعه یافتگی می باشد.
متاسفانه درخاورمیانه مشاهده میکنیم که رهبران کشورها براثر مرگ طبیعی یا باخفت وخواری مسندقدرت را ترک میکنند در چندین سال اخیر کشورهای افغانستان - عراق- سوریه -عربستان -امارات و.... مصداق این واقعیتندوانتخابات دراین کشورها فرمایشی بوده است صدام در اخرین انتخابات ریاست جمهوری کشورش موفق شد بیش از ۹۰درصد اراء مردم عراق رابه خود اختصاص دهد .
انتخاباتی موفق وموثر خواهد بود که مردم حضوری نهادمند وفعالانه نه حضوری توده وار داشته باشند ما در دنیاکشوری نداریم که بصورت سانترالیز(متمرکز)اداره شود وتوسعه یافته باشد.
براساس منحنی جیمزـدیویس دربحث انقلاب ها شکاف بین انتظارات وواقعیات تاحدی منطقی وقابل قبول است ولی اگر ازحد معقول خود گذشت منجر به انارشیسم وشورش ودر نهایت انقلاب می شود.
در کشورهای اروپائی می بینیم که مشارکت مردم در حد۴۰تا۴۵درصد است اما تاثیر گذار در نتیجه کیفیت انتخابات در این کشورها بیشتر از کشورهایی است که مشارکت گسترده تری دارند.
به هر حال مشارکتی که اکنون در کشورهای اسیایی دیده می شود یک مشارکت توده وار است یعنی یک مشارکت منفعلانه (پاسیویسم) به جای مشارکت فعالانه.
نگذاشتند این سید کارش را انجام دهد. چرا به مردم نمی گفت که نمی گذارم کارم انجام دهم تا جمعیت بیست میلیونی پشت سر او به خیابانها ریخته وهمراه او باشند؟ .....
اینها جملاتی است که از زبان مردم عادی تا نخبگان جامعه در دوران ریاست جمهوری خاتمی وحتی پس از ان شنیده می شد.
سید در خرداد ۷۶ تنها امد. روزهایی که تمام رسانه ها و تریبونهای حکومتی بر علیه او بودند تا سوگلی حکومت رای بیاورد. مرتبآ از رسانه ملی این جمله امام خمینی پخش می شد: نگذارید این انقلاب دست نا اهلان بیافتد...
در دوران ریاست جمهوری نیز غریب بود به گفته یکی از مدیران ارشدش سید حتی در کابینه خود نیز غریب بود.
قتل های زنجیره ای، وزرایش را کتک زدند ،مشاورش را ترور نمودند، نخبگان وروشنفکران و روزنامه نگاران را به زندان فرستاند وخلاصه هر ۹ روز یک بحران افریدند. انقدر اختیارات رئیس جمهور را سلب نمودند که خود را تدارکاتچی نامید.
با تمام این نامهربانیهایی که در حق این سید روا داشتند کارنامه ۸ساله اش قابل دفاع است. تاریخ قضاوت خواهد کرد در مورد این انسان فرهیخته .نام سید محمد خاتمی راباید در کنار بزرگانی چون قائم مقام امیر کبیر ودکتر مصدق برد.